تفسير سوره يس » آيات 22 تا32
تفسير سوره يس » آيات 28 تا 32 نكتهها:
كلمهى «قَرن» هم به زمان طولانى گفته مىشود و هم به مردمى كه در يكزمان زندگى مىكنند.(67)
پيامها:
1- كسانى كه در تاريخ تحقيق نكنند و از سرنوشت گذشتگان عبرت نگيرند، مورد انتقادند. «أ لَم يروْا»
2- سنّتهاى الهى در تاريخ ثابت است و سرنوشتها به يكديگر شباهت دارد و ديدن يك صحنه مىتواند الگوى صحنههاى ديگر باشد. «أ لَم يروْا...»
3- نقل تاريخ، سبب تهديد مجرمان و تسلّى پويندگان راه حقّ است. «ألَم يروْا كم اهلكنا»
4- نتيجهى استهزاى انبيا هلاكت است. «كانوا به يستهزؤون... اهلكنا»
5 - هنگام فرارسيدن قهر الهى، راهى براى برگشت و جبران نيست، پس فرصتها را از دست ندهيم. «انّهم اليهم لا يرجعون»
6- هلاكت كفّار پايان كارشان نيست، بلكه آغاز عذاب آنهاست. «لدينا محضرون»
7- تمام مردم در قيامت يكجا حاضر مىشوند. «كلٌّ... جميع لدينا محضرون»
«28» وَ مَآ أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَآءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ
و ما بعد از (شهادت آن مرد خدا) هيچ لشگرى از آسمان براى هلاك قوم او نفرستاديم و اصولاً سنّت ما قبل از اين هم چنين نبود (كه براى عذاب اهل زمين سپاهى از آسمان بفرستيم).
و ما بعد از (شهادت آن مرد خدا) هيچ لشگرى از آسمان براى هلاك قوم او نفرستاديم و اصولاً سنّت ما قبل از اين هم چنين نبود (كه براى عذاب اهل زمين سپاهى از آسمان بفرستيم).
«29» إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ
تنها يك صيحه (آسمانى، صيحهاى تكان دهنده و مرگبار كه) ناگهان همگى خاموش شدند.
تنها يك صيحه (آسمانى، صيحهاى تكان دهنده و مرگبار كه) ناگهان همگى خاموش شدند.
نكتهها:
در آيات قبل ماجراى مردى بيان شد كه به تنهايى به حمايت از پيامبران الهى قيام كرد و فرياد زد و در اين راه شهيد شد. اين آيه در مقام بيان هلاكت كفّار سرسختى است كه انبيا را تكذيب كردند و اين مرد خدا را كشتند.
«خامد» از «خمود» يعنى خاموش شدن شعله آتش و در اينجا مراد هلاكت و مردن است.
پيامها:
1- فرشتگان، مأموران قهر يا مهر الهى هستند و فرود آمدن يا نيامدن آنها به امر خداوند است. «ما انزلنا... جند من السماء»
2- قهر الهى ناگهانى است، غافل نباشيم. «صيحة واحدة»
3- گاهى به خاطر تكذيب و ريختن خون يك مؤمن بى گناه و يك مجاهد و مبلّغ دينى، مردم يك منطقه نابود مىشوند. «هم خامدون» (آنها علاوه بر تكذيب و كشتن يك مؤمن، چند پيامبر را نيز كشته بودند.)
4- قدرتهايى كه ديروز صالحان را شكنجه كرده و مىكشتند، «لنرجمنّكم و ليمسّنكم منا عذاب اليم» امروز با يك صيحه نابود شدند. «هم خامدون»
5 - با اراده خداوند به يكباره تمام هياهوها و عربدهكشىها خاموش مىشود. «فاذا هم خامدون»
در آيات قبل ماجراى مردى بيان شد كه به تنهايى به حمايت از پيامبران الهى قيام كرد و فرياد زد و در اين راه شهيد شد. اين آيه در مقام بيان هلاكت كفّار سرسختى است كه انبيا را تكذيب كردند و اين مرد خدا را كشتند.
«خامد» از «خمود» يعنى خاموش شدن شعله آتش و در اينجا مراد هلاكت و مردن است.
پيامها:
1- فرشتگان، مأموران قهر يا مهر الهى هستند و فرود آمدن يا نيامدن آنها به امر خداوند است. «ما انزلنا... جند من السماء»
2- قهر الهى ناگهانى است، غافل نباشيم. «صيحة واحدة»
3- گاهى به خاطر تكذيب و ريختن خون يك مؤمن بى گناه و يك مجاهد و مبلّغ دينى، مردم يك منطقه نابود مىشوند. «هم خامدون» (آنها علاوه بر تكذيب و كشتن يك مؤمن، چند پيامبر را نيز كشته بودند.)
4- قدرتهايى كه ديروز صالحان را شكنجه كرده و مىكشتند، «لنرجمنّكم و ليمسّنكم منا عذاب اليم» امروز با يك صيحه نابود شدند. «هم خامدون»
5 - با اراده خداوند به يكباره تمام هياهوها و عربدهكشىها خاموش مىشود. «فاذا هم خامدون»
«30» يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إلَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ
اى دريغ بر بندگان! كه هيچ پيامبرى بر آنان نيامد مگر آن كه او را به استهزا مىگرفتند.
پيامها:
1- انسانى كه با موضعگيرى حقّ، مىتواند فريادگر حقّ باشد و با پيروى از انبيا سعادتمند شود، «جعلنى من المكرمين» چگونه با لجاجت خود را مورد قهر قرار مىدهد؟ «يا حسرة...»
2- چه حسرتى از اين بالاتر كه انسان درهاى هدايت را به خاطر غرور و لجاجت به روى خود ببندد. «يا حسرة على العباد»
3- آگاهى از حوادث تلخ تاريخ، انسان را بيدار مىكند. «يا حسرة... ما يأتيهم»
4- استهزاى انبيا، شيوه دائمى كفّار در طول تاريخ بوده است. «كانوا به يستهزؤون»
5 - تمام انبيا مورد استهزا قرار گرفتهاند. «من رسولٍ» (پس مبلّغان دينى از زخم زبان و نيش و نوش ديگران دلسرد نشوند.)
6- استهزاى اولياى الهى حسرت ابدى و بزرگى را در پى دارد. «يا حسرة... يستهزؤون»
1- انسانى كه با موضعگيرى حقّ، مىتواند فريادگر حقّ باشد و با پيروى از انبيا سعادتمند شود، «جعلنى من المكرمين» چگونه با لجاجت خود را مورد قهر قرار مىدهد؟ «يا حسرة...»
2- چه حسرتى از اين بالاتر كه انسان درهاى هدايت را به خاطر غرور و لجاجت به روى خود ببندد. «يا حسرة على العباد»
3- آگاهى از حوادث تلخ تاريخ، انسان را بيدار مىكند. «يا حسرة... ما يأتيهم»
4- استهزاى انبيا، شيوه دائمى كفّار در طول تاريخ بوده است. «كانوا به يستهزؤون»
5 - تمام انبيا مورد استهزا قرار گرفتهاند. «من رسولٍ» (پس مبلّغان دينى از زخم زبان و نيش و نوش ديگران دلسرد نشوند.)
6- استهزاى اولياى الهى حسرت ابدى و بزرگى را در پى دارد. «يا حسرة... يستهزؤون»
«31» أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ
آيا نديدند چه بسيار مردمانى را كه قبل از آنان هلاك كرديم و آنان به سوى اين كفّار بر نمىگردند؟
«32» وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ
و همگى نزد ما احضار مىشوند.
و همگى نزد ما احضار مىشوند.
كلمهى «قَرن» هم به زمان طولانى گفته مىشود و هم به مردمى كه در يكزمان زندگى مىكنند.(67)
پيامها:
1- كسانى كه در تاريخ تحقيق نكنند و از سرنوشت گذشتگان عبرت نگيرند، مورد انتقادند. «أ لَم يروْا»
2- سنّتهاى الهى در تاريخ ثابت است و سرنوشتها به يكديگر شباهت دارد و ديدن يك صحنه مىتواند الگوى صحنههاى ديگر باشد. «أ لَم يروْا...»
3- نقل تاريخ، سبب تهديد مجرمان و تسلّى پويندگان راه حقّ است. «ألَم يروْا كم اهلكنا»
4- نتيجهى استهزاى انبيا هلاكت است. «كانوا به يستهزؤون... اهلكنا»
5 - هنگام فرارسيدن قهر الهى، راهى براى برگشت و جبران نيست، پس فرصتها را از دست ندهيم. «انّهم اليهم لا يرجعون»
6- هلاكت كفّار پايان كارشان نيست، بلكه آغاز عذاب آنهاست. «لدينا محضرون»
7- تمام مردم در قيامت يكجا حاضر مىشوند. «كلٌّ... جميع لدينا محضرون»
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:11 توسط
|