تفسير سوره يس » آيات 28 تا 32
 «28» وَ مَآ أَنْزَلْنَا عَلَى‏ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَآءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ‏
 و ما بعد از (شهادت آن مرد خدا) هيچ لشگرى از آسمان براى هلاك قوم او نفرستاديم و اصولاً سنّت ما قبل از اين هم چنين نبود (كه براى عذاب اهل زمين سپاهى از آسمان بفرستيم).
 
 «29» إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ‏
 تنها يك صيحه (آسمانى، صيحه‏اى تكان دهنده و مرگبار كه) ناگهان همگى خاموش شدند.
 
 نكته‏ها:
 در آيات قبل ماجراى مردى بيان شد كه به تنهايى به حمايت از پيامبران الهى قيام كرد و فرياد زد و در اين راه شهيد شد. اين آيه در مقام بيان هلاكت كفّار سرسختى است كه انبيا را تكذيب كردند و اين مرد خدا را كشتند.
 «خامد» از «خمود» يعنى خاموش شدن شعله آتش و در اينجا مراد هلاكت و مردن است.
 پيام‏ها:
 1- فرشتگان، مأموران قهر يا مهر الهى هستند و فرود آمدن يا نيامدن آنها به امر خداوند است. «ما انزلنا... جند من السماء»
 2- قهر الهى ناگهانى است، غافل نباشيم. «صيحة واحدة»
 3- گاهى به خاطر تكذيب و ريختن خون يك مؤمن بى گناه و يك مجاهد و مبلّغ دينى، مردم يك منطقه نابود مى‏شوند. «هم خامدون» (آنها علاوه بر تكذيب و كشتن يك مؤمن، چند پيامبر را نيز كشته بودند.)
 4- قدرت‏هايى كه ديروز صالحان را شكنجه كرده و مى‏كشتند، «لنرجمنّكم و ليمسّنكم منا عذاب اليم» امروز با يك صيحه نابود شدند. «هم خامدون»
 5 - با اراده خداوند به يكباره تمام هياهوها و عربده‏كشى‏ها خاموش مى‏شود. «فاذا هم خامدون»
  
«30» يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إلَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ‏
 اى دريغ بر بندگان! كه هيچ پيامبرى بر آنان نيامد مگر آن كه او را به استهزا مى‏گرفتند.
 
 پيام‏ها:
 1- انسانى كه با موضع‏گيرى حقّ، مى‏تواند فريادگر حقّ باشد و با پيروى از انبيا سعادتمند شود، «جعلنى من المكرمين» چگونه با لجاجت خود را مورد قهر قرار مى‏دهد؟ «يا حسرة...»
 2- چه حسرتى از اين بالاتر كه انسان درهاى هدايت را به خاطر غرور و لجاجت به روى خود ببندد. «يا حسرة على العباد»
 3- آگاهى از حوادث تلخ تاريخ، انسان را بيدار مى‏كند. «يا حسرة... ما يأتيهم»
 4- استهزاى انبيا، شيوه دائمى كفّار در طول تاريخ بوده است. «كانوا به يستهزؤون»
 5 - تمام انبيا مورد استهزا قرار گرفته‏اند. «من رسولٍ» (پس مبلّغان دينى از زخم زبان و نيش و نوش ديگران دلسرد نشوند.)
 6- استهزاى اولياى الهى حسرت ابدى و بزرگى را در پى دارد. «يا حسرة... يستهزؤون»
 
   «31» أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ‏
 آيا نديدند چه بسيار مردمانى را كه قبل از آنان هلاك كرديم و آنان به سوى اين كفّار بر نمى‏گردند؟
 
 «32» وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ‏
 و همگى نزد ما احضار مى‏شوند.
 
 نكته‏ها:
 كلمه‏ى «قَرن» هم به زمان طولانى گفته مى‏شود و هم به مردمى كه در يك‏زمان زندگى مى‏كنند.(67)
 پيام‏ها:
 1- كسانى كه در تاريخ تحقيق نكنند و از سرنوشت گذشتگان عبرت نگيرند، مورد انتقادند. «أ لَم يروْا»
 2- سنّت‏هاى الهى در تاريخ ثابت است و سرنوشت‏ها به يكديگر شباهت دارد و ديدن يك صحنه مى‏تواند الگوى صحنه‏هاى ديگر باشد. «أ لَم يروْا...»
 3- نقل تاريخ، سبب تهديد مجرمان و تسلّى پويندگان راه حقّ است. «ألَم يروْا كم اهلكنا»
 4- نتيجه‏ى استهزاى انبيا هلاكت است. «كانوا به يستهزؤون... اهلكنا»
 5 - هنگام فرارسيدن قهر الهى، راهى براى برگشت و جبران نيست، پس فرصت‏ها را از دست ندهيم. «انّهم اليهم لا يرجعون»
 6- هلاكت كفّار پايان كارشان نيست، بلكه آغاز عذاب آنهاست. «لدينا محضرون»
 7- تمام مردم در قيامت يكجا حاضر مى‏شوند. «كلٌّ... جميع لدينا محضرون»