تفسير سوره يس » آيات 33 40
تفسير سوره يس » آيات 37 تا 40 نكتهها:
«عُرجون» به آن قسمت از شاخه خوشهى خرما گفته مىشود كه به درخت وصل است و پس از گذشت زمان به شكل قوس در مىآيد. زمانى كه ماه منزلگاههاى بيست و هشت گانه را طى مىكند، به صورت هلال باريك و زرد رنگ و كم فروغ در مىآيد كه دقيقاً شبيه شاخه خرماى زرد شده است. جالب آنكه ماه در شبهاى روشن به شكل قوسى است كه دو سرش به سمت بالا است و در شبهاى آخر دقيقاً بر عكس است، يعنى دو سر قوسى آن رو به پايين و شبيه شاخه خرما مىشود.
از آين آيات برهان نظم استفاده مىشود كه يكى از برهانهاى اثبات وجود خداوند است.
توجّه دادن مردم به حركت خورشيد و ماه و پيدايش شب و روز، تغييراتى كه در ماه ديده مىشود، شناور بودن كرات در آسمان، مدار كرات، عدم اصطكاك كرات و اندازهگيرى و نظم دقيق و حكيمانه، علاوه بر آنكه نشانهاى از آفريدگار دانا و تواناست، نشانهى توجّه اسلام به علم هيئت و ايجاد بسترى مناسب براى تحقيقات دانشمندان در طول تاريخ بوده است.
در اين دو آيه، هم به نظام سال شمسى و هم به نظام سال قمرى اشاره شده است.
حركت زمين و خورشيد و نظام سال شمسى به قدرى دقيق است كه ثانيههاى زمان تحويل سال را نيز اعلام مىكنند حتى تحويل صدها سال بعد و بيشتر از آن را.
تمام هستى در حركتند، زمين به دور خورشيد مىچرخد كه از آن فصل و سالها بوجود مىآيد و زمين و منظومه شمسى و مجموعه كرات آسمانى به دور محورى معين در حركت هستند كه اخترشناسان آن نقطه را ستاره وگا مىنامند.
پيامها:
1- شب، از نشانههاى قدرت و حكمت الهى است. «آية لهم الليل» (وقتى تاريكى شب فرامىرسد، قدر نور و روشنايى شناخته مىشود.)
2- يك برنامه ثابت در طول تاريخ آن هم بدون خلل، نشانهى وجود حسابگرى حكيم و عليم است. «ذلك تقدير العزيز العليم»
3- پيدايش شب و روز تصادفى نيست، كار خداست. «نسلخ منه النهار»
4- مدار حركت خورشيد و ماه طورى طراحى شده كه هرگز به يكديگر برخورد نمىكنند و در ايجاد شب و روز خللى وارد نمىشود. «لا الشمس ينبغى لها ان تدرك القمر»
5 - بر خلاف نظريه ثابت بودن خورشيد، قرآن خورشيد را داراى حركت مىداند، آن هم حركت جهت دار. «تجرى لمستقرّ لها»
6- در نظم حاكم بر هستى احدى نمىتواند اخلال كند. «تقدير العزيز...»
7- تشبيهات قرآن كهنه شدنى نيست. ماه در بخشى از زمان، به قوس شاخه خرما تشبيه شده است. «عاد كالعرجون القديم»
8 - همهى كرات در مدار خود در حركتند. «كلّ فى فلك يسبحون» حركت كرات در مدار خود با سرعت است. («يسبحون» يعنى شناى سريع
«37» وَءَايَةٌ لَّهُمُ الَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ
و نشانهاى (ديگر) براى آنان شب است كه ما روز را (مانند پوست) از آن بر مىكنيم، پس در تاريكى فرو مىروند.
و نشانهاى (ديگر) براى آنان شب است كه ما روز را (مانند پوست) از آن بر مىكنيم، پس در تاريكى فرو مىروند.
«38» وَالشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَ لِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
و خورشيد به (سوى) قرارگاه خود روان است، اين نظام تقدير خداوند عزيز داناست.
و خورشيد به (سوى) قرارگاه خود روان است، اين نظام تقدير خداوند عزيز داناست.
«39» وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ
و براى ماه نيز منزلگاههايى معين كردهايم، تا به شكل شاخه خرماى خشكيده در خرما برگردد.
و براى ماه نيز منزلگاههايى معين كردهايم، تا به شكل شاخه خرماى خشكيده در خرما برگردد.
«40» لَا الشَّمْسُ يَنبَغِى لَهَآ أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا الَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد و نه شب را سزد كه بر روز پيشى گيرد، هر كدام در مدار معيّنى شناورند.
نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد و نه شب را سزد كه بر روز پيشى گيرد، هر كدام در مدار معيّنى شناورند.
«عُرجون» به آن قسمت از شاخه خوشهى خرما گفته مىشود كه به درخت وصل است و پس از گذشت زمان به شكل قوس در مىآيد. زمانى كه ماه منزلگاههاى بيست و هشت گانه را طى مىكند، به صورت هلال باريك و زرد رنگ و كم فروغ در مىآيد كه دقيقاً شبيه شاخه خرماى زرد شده است. جالب آنكه ماه در شبهاى روشن به شكل قوسى است كه دو سرش به سمت بالا است و در شبهاى آخر دقيقاً بر عكس است، يعنى دو سر قوسى آن رو به پايين و شبيه شاخه خرما مىشود.
از آين آيات برهان نظم استفاده مىشود كه يكى از برهانهاى اثبات وجود خداوند است.
توجّه دادن مردم به حركت خورشيد و ماه و پيدايش شب و روز، تغييراتى كه در ماه ديده مىشود، شناور بودن كرات در آسمان، مدار كرات، عدم اصطكاك كرات و اندازهگيرى و نظم دقيق و حكيمانه، علاوه بر آنكه نشانهاى از آفريدگار دانا و تواناست، نشانهى توجّه اسلام به علم هيئت و ايجاد بسترى مناسب براى تحقيقات دانشمندان در طول تاريخ بوده است.
در اين دو آيه، هم به نظام سال شمسى و هم به نظام سال قمرى اشاره شده است.
حركت زمين و خورشيد و نظام سال شمسى به قدرى دقيق است كه ثانيههاى زمان تحويل سال را نيز اعلام مىكنند حتى تحويل صدها سال بعد و بيشتر از آن را.
تمام هستى در حركتند، زمين به دور خورشيد مىچرخد كه از آن فصل و سالها بوجود مىآيد و زمين و منظومه شمسى و مجموعه كرات آسمانى به دور محورى معين در حركت هستند كه اخترشناسان آن نقطه را ستاره وگا مىنامند.
پيامها:
1- شب، از نشانههاى قدرت و حكمت الهى است. «آية لهم الليل» (وقتى تاريكى شب فرامىرسد، قدر نور و روشنايى شناخته مىشود.)
2- يك برنامه ثابت در طول تاريخ آن هم بدون خلل، نشانهى وجود حسابگرى حكيم و عليم است. «ذلك تقدير العزيز العليم»
3- پيدايش شب و روز تصادفى نيست، كار خداست. «نسلخ منه النهار»
4- مدار حركت خورشيد و ماه طورى طراحى شده كه هرگز به يكديگر برخورد نمىكنند و در ايجاد شب و روز خللى وارد نمىشود. «لا الشمس ينبغى لها ان تدرك القمر»
5 - بر خلاف نظريه ثابت بودن خورشيد، قرآن خورشيد را داراى حركت مىداند، آن هم حركت جهت دار. «تجرى لمستقرّ لها»
6- در نظم حاكم بر هستى احدى نمىتواند اخلال كند. «تقدير العزيز...»
7- تشبيهات قرآن كهنه شدنى نيست. ماه در بخشى از زمان، به قوس شاخه خرما تشبيه شده است. «عاد كالعرجون القديم»
8 - همهى كرات در مدار خود در حركتند. «كلّ فى فلك يسبحون» حركت كرات در مدار خود با سرعت است. («يسبحون» يعنى شناى سريع
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:13 توسط
|