تفسير سوره يس » آيات 51 تا 64
| تفسير سوره يس » آيات 59 تا 64 | |
«59» وَامْتَازُواْ الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ و (گفته مىشود:) اى گناهكاران و مجرمين! امروز (از نيكوكاران) جدا شويد. «60» أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِى ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُواْ الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ «61» وَأَنِ اعْبُدُونِى هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ اى فرزندان آدم! مگر به شما سفارش نكردم كه شيطان را اطاعت نكنيد كه همانا او براى شما دشمنى آشكار است. و تنها مرا بپرستيد، كه راه مستقيم همين است. «62» وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيراً أَفَلَمْ تَكُونُواْ تَعْقِلُونَ امّا شيطان گروه زيادى از شما را گمراه كرد، پس آيا شما تعقّل نمىكرديد؟ نكتهها: جدايى گناهكاران از نيكوكاران طبق قانون عدل الهى است، كه فرمود: مؤمن و كافر يكسان نيستند: «أفمن كان مؤمنا كمن كان فاسقاً لا يستوون»(78) شايد هم مراد از جدا شدن، جدايى مجرمين از يكديگر و تنها شدن و به درد فراق گرفتار شدن باشد، همچون زندان انفرادى در دنيا كه مجرمان را از يكديگر جدا مىكند. كلمه «عهد» هرگاه با حرف «الى» بيايد، به معناى توصيه و سفارش است. تنها عدّهاى از مؤمنان به عهد الهى خود عمل كردهاند. «من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه عليه»(79) «جِبّلاً كثيراً» به جمعيّت زيادى گفته مىشود كه همچون كوه عظمت داشته باشد.(80) مراد از عبادت شيطان، اطاعت شيطان است، چنانكه در حديث مىخوانيم: «مَن اطاع رجلاً فى معصية فقد عَبَده»(81) هر كس در گناه از كسى اطاعت كند، بندگى او را كرده است. پيامها: 1- قيامت، روز فيصله و جدايى مجرمان از ديگران است. «وامتازوا اليوم» 2- قيامت، روز توبيخ مجرمان است. «ألم اعهد اليكم» 3- كيفر الهى پس از اتمام حجّت است. «ألم اعهد» 4- انسان، از دو حال خارج نيست، يا بنده خداست يا بنده شيطان. «لا تعبدوا الشيطان... اعبدونى» 5 - دشمن بودن شيطان آشكار است. «عدوّ مبين» (فكرى كه سنگ و چوب را به جاى خدا براى انسان جلوه مىدهد در انحراف آن هيچگونه ابهامى نيست) 6- راه مستقيم كه هر شبانه روز در نماز از خدا مىخواهيم، «اهدنا الصراط المستقيم» همان اطاعت و عبادت اوست. «اُعبدونى هذا صراط مستقيم» 7- مهمترين فلسفه عبادت خداوند، انتخاب راه درست در زندگى است. «اُعبدونى هذا صراط مستقيم» 8 - از سرنوشت فريب خوردگان عبرت بگيريم. «اضلّ... جِبّلاً كثيراً افلم تكونوا تعقلون» 9- انديشه در سرنوشت تلخ قربانيان فريب شيطان، راه نجات از وسوسهها و دامهاى اوست. «أفلم تكونوا تعقلون» 10- كسى كه از فكر و انديشه خود استفاده نكند، قابل سرزنش است. «أفلم تكونوا تعقلون» گفتگويى درباره شيطان * سؤال: آيا شيطان وجود دارد؟ پاسخ: در وجود شيطان شكى نيست زيرا هم خداوند از وجود آن خبر داده است و هم هر كس مىتواند با تجربه و توجه به وسوسههايى كه در عمرش شده است، به وجود آن پى ببرد. يعنى اگر تصميم بگيريم نمازى با حضور قلب كامل بخوانيم، نمىتوانيم و اين دليل بر آن است كه غير از ما، مخالف ديگرى نيز وجود دارد كه ما را از توجه به خداوند باز مىدارد. * سؤال: چرا خداوند شيطان را آفريد؟ پاسخ: شيطان مانند ساير موجودات از قبيل انسان، فرشتگان و جن، موجودى بود كه به عبادت مشغول بود، ولى در يك آزمايش الهى فرمان خدا را انكار كرد و به خاطر حس نژاد پرستى، نظر به اينكه نژاد او از آتش و برتر از انسانى است كه از خاك آفريد شده است، و به خاطر تكبر و تعصب و حسد، علاوه بر عمل نكردن به فرمان خداوند، به جاى عذر خواهى و توبه اعتراض كرد. بنابراين خداوند او را بد نيافريده است بلكه شيطان بد عمل كرده است و با اين كه مىتوانست توبه كند. از خداوند عمر طولانى تا دامنه قيامت براى گمراه كردن مردم درخواست كرد. خداوند هم يا به خاطر پاداش عبادتهاى قبلى يا آزمايش انسان، براى مدت طولانى به او مهلت داد و در مقابل وسوسهها و الهامات شيطانى انسان را با فرستادن انبيا مجهز ساخت و در برابر لغزشهايى انسان، درب توبه را به روى او گشود. * سؤال: آيا ابليس و شيطان يكى است يا دو موجودند؟ پاسخ: ابليس نام مخصوص همان موجودى است كه در برابر فرمان خداوند سركشى نمود ولى كلمه شيطان نام مخصوص او نيست و به غير از او نيز گفته مىشود. مثلاً در روايات به موجودات مضرّ و موذى، و در قرآن به بعضى از انسانها شيطان گفته شده است.(82) * سؤال: سياست شيطان چيست؟ پاسخ: در قرآن بارها به كلمه «خطوات الشيطان» برخورد مىكنيم كه اين كلمه جمع «خطوه» به معناى گام است. سياست شيطان نفوذ گام به گام است مثلاً ابتدا انسان را به نگاه كردن وادار مىكند و او را علاقمند مىكند، گام دوم او را به فكر وامىدارد و در گام بعد به اقدام. بسيارى از گناهان از شوخى شروع مىشود و به جدى پايان مىپذيرد. و در بسيارى از سرقتها، از سرقت اشياى كم قيمت شروع و به سرقتهاى كلان مىرسد. حضرت علىصلى الله عليه وآله در خطبه هفتم نهجالبلاغه مىفرمايد: شيطان اول تخم گذارى مىكند «فباض»، پس از آن جوجه باز مىكند «و فرخ»، سپس راه مىافتد «و دبّ» و به دنباله آن در دامن مردم رشد مىكند «درج فى حجورهم» و به آنجا مىرسد كه نگاهها و گفتارها همه شيطانى مىشود. در قرآن و روايات براى شيطان تورهايى بيان شده است از قبيل: لقمه حرام، شراب و قمار، شايعات، تفرقهها، تماس و هم نشينى با نااهلان اعم از دوست، همسايه، معلم، شاگرد، عجب و غرور، آرزوهاى نابجا، تبليغات سوء، زرق و برق طاغوتها، شايد بتوان گفت: بزرگترين راه ورودى شيطان، چشم و گوش و زبان و شهوت است. با ديدن يك صحنه يا شنيدن يك شايعه يا سخن باطل، و يا با گفتن يك كلمه، يا كاميابى جنسى، راه را براى مراحل بعدى و عمق بخشيدن به وسوسهها باز مىكند. البته شيطان همچون سگ است كه به اهل خانه حمله نمىكند. خداوند به ابليس فرمود: تو بر بندگان مخلص من كه به منزله اهل من هستند تسلطى ندارى.(83) نفوذ تو بر بيگانه هاست، همان گونه كه سگ به غريبهها مىپرد. * سؤال: با اين همه وسوسههاى شيطانى گناه بشر چيست؟ پاسخ: در قرآن مىخوانيم كه در قيامت مجرمين خلافكارىهاى خود را به گردن ابليس انداخته و او را ملامت مىكنند ولى او مىگويد: مرا ملامت نكنيد بلكه خودتان را ملامت كنيد، من بر شما قدرت سلطه (و اجبار) نداشتم، من فقط شما را دعوت كردم و اين شما بوديد كه دعوت مرا اجابت كرديد. شما چرا به سراغ وعدههاى خدا و دعوت انبيا نرفتيد. وعدههاى حق الهى را كنار گذاشتيد و به دنبال وعدههاى پوچ من آمديد.(84) * سؤال: راههاى نفوذ شيطان كدامند؟ پاسخ: 1- همين كه انسان به فكر كمك به ديگران مىافتد، شيطان او را به فقر در آينده تهديد مىكند. «الشيطان يعدكم الفقر»(85) 2- همين كه ميان دو نفر علاقه وجود دارد، آنها را در جلسه قمار مىنشاند و علاقه ميان برنده و بازنده را به كينه و بغض تبديل مىكند. «انّما يريد الشيطان أن يوقع بينكم العداوة و البغضاء فى الخمر و الميسر...»(86) 3- همين كه به فكر ازدواج مىافتد، تلقين مىكند كه اكنون زود است. 4- همين كه به فكر نماز اول وقت مىافتد، مىگويد هنوز وقت داريم. 5 - همين كه به فكر توبه مىافتد، مىگويد در پيرى توبه خواهيم كرد. 6- گاهى شيطان با تغيير اسم، انسان را به گناه وا مىدارد، ولخرجى در امور دينى را به اسم شعائر مذهبى، ولخرجى در خانه را به اسم آبرودارى، ولخرجى در ميان دوستان را به اسم سخاوت، غفلت از خدا و معاد و مسئوليت را به اسم رفاه، حرص در ثروت و جمع آورى مال را به اسم تأمين زندگى خود و فرزندان، حيله را به اسم زرنگى، شيطنت را به اسم تدبير، نفاق را به اسم سياست، عياشى را به اسم استراحت، بىاعتنايى به مقدّسات را به اسم روشنفكرى، از بين بردن سنتهاى خوب را به اسم تمدن، بىاعتنايى به پدر و مادر را به اسم همسر دارى، خود باختگى و از دست دادن هويت ملى و فكرى و اعتقادى رابه اسم همرنگ جماعت شدن قرار مىدهد و اين است معناى آنچه را در قرآن مىخوانيم كه شيطان كارهاى بد را (با همين عناوين و اسمها) زيبا جلوه مىدهد. «زين لهم الشيطان ما كانوا يعملون»(87) در پايان بايد بگويم: انسان مىتواند با توكل بر خداوند و پناه بردن به او و ياد او بخصوص اذان و نماز و رابطه دوستانِ با تقوا و دورى از مجالس و صحنههاى فساد و توجه به تاريخ گول خوردگان و عبرت از آنان، خود را از دامهاى شيطان رهايى بخشيد و هرگاه به نحوى گرفتار شد، با توبه و عذرخواهى از خداوند و انجام نماز، خود را پاك كند. قرآن مىفرمايد: «انّ الحسنات يذهبن السئيات»(88) يعنى با انجام كارهاى نيك، بدىها از بين مىروند. «63» هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ اين همان جهنّمى است كه به شما وعده داده مىشد. «64» اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ امروز وارد آن شويد و به خاطر كفرى كه داشتيد، به آتش آن بسوزيد. نكتهها: «اِصلوها» از «صلى» به معناى آتش افروختن و در آتش وارد گشتن و ملازم آن بودن است. پيامها: 1- يكى از كيفرهاى خداوند، سرزنش تبهكاران است. «هذه جهنم التى...» 2- سرانجام انديشه نكردن، جهنم و بدبختى است. «افلم تكونوا تعقلون هذه جهنم» 3- خداوند بارها وعده جهنّم داد، ولى كافران باور نكردند. «توعدون - تكفرون» 4- خداوند بر دوزخيان اتمام حجّت نموده و پيوسته خطر دوزخ را به آنان ابلاغ كرده است. «كنتم توعدون» 5 - كيفر امروز به خاطر كفر ديروز است. «اِصلوها بما كنتم تكفرون» 6- كفّار و دوزخيان هرگز از آتش جدا نخواهند شد. «اِصلوها اليوم» |
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:20 توسط
|