تفسير سوره يس » آيات 65 تا76
تفسير سوره يس » آيات 71 تا 76 پيامها:
1- شرك و بت پرستى كفران نعمت است. «أفلا يشكرون واتّخذوا من دون اللّه آلهةً»
2- بت پرستى، بر اساس خيالها و موهومات است. «واتّخذوا من دون اللّه آلهة لعلهم ينصرون»
3- يكى از ريشههاى پرستش، احساس مددخواهى و پناهجويى است. «لعلهم ينصرون»
4- در گفتگو با منحرفين، سرچشمهى عقايد آنان را نشانه بگيريد. «لا يستطيعون نصرهم»
5 - كيفر كسى كه به جاى مطالعه در نعمتها و شكر الهى به سراغ بتها برود، احضار براى ورود به دوزخ است. «محضرون»
6- قيامت نمايشگاه رسوايى انسانهاى كافر و بتپرست است. «و هم لهم جند محضرون»
7- انبيا نيز به تقويت روحيه نياز دارند و خداوند به آنان دلدارى مىدهد. «فلا يحزنك»
8 - معمولاً هر كس هدف بلند دارد مورد انواع تهاجم قرار مىگيرد. «فلا يحزنك قولهم»
9- سينه فراخ و دل آرام، نيازمند مدد الهى است. مبلغ با تسكينهاى خداوند روحيه مىگيرد. «فلايحزنك قولهم انا نعلم...»
10- توجّه به علم و آگاهى خداوند، بهترين وسيله آرامش براى مؤمن و تهديد براى منحرف است. «نعلم ما يسرون و ما يعلنون»
11- دشمنان در پنهان و آشكار توطئهها مىكنند. «يسرّون، يعلنون»
«71» أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا خَلَقْنَا لَهُم مِّمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَآ أَنعَاماً فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ
آيا نديدند كه ما از آن چه با قدرت خود به عمل آورديم براى آنان چهارپايانى آفريديم كه آنان مالك آن هستند؟
آيا نديدند كه ما از آن چه با قدرت خود به عمل آورديم براى آنان چهارپايانى آفريديم كه آنان مالك آن هستند؟
پيامها:
1- انسان مىتواند براى شناخت قدرت خدا، از توجّه به موجوداتى كه در دسترس اوست كمك بگيرد. «أولم يروا...»
2- يكى از شيوههاى تربيتى قرآن، به فكر واداشتن و متوجه ساختن و حساس كردن انسان به مسائل اطرافش مىباشد. «أولم يروا...»
3- آفرينش چهارپايان (همچون گاو و گوسفند و شتر و...) براى انسان است. «خلقنا لهم »
4- از نشانههاى لطف خداوند همين بس كه انسان در پيدايش حيوانات نقشى ندارد، ولى به راحتى مالك آنها مىشود. «ايدينا... فهم لها مالكون»
5 - اصل مالكيّت، مورد قبول اسلام است. «فهم لها مالكون»
1- انسان مىتواند براى شناخت قدرت خدا، از توجّه به موجوداتى كه در دسترس اوست كمك بگيرد. «أولم يروا...»
2- يكى از شيوههاى تربيتى قرآن، به فكر واداشتن و متوجه ساختن و حساس كردن انسان به مسائل اطرافش مىباشد. «أولم يروا...»
3- آفرينش چهارپايان (همچون گاو و گوسفند و شتر و...) براى انسان است. «خلقنا لهم »
4- از نشانههاى لطف خداوند همين بس كه انسان در پيدايش حيوانات نقشى ندارد، ولى به راحتى مالك آنها مىشود. «ايدينا... فهم لها مالكون»
5 - اصل مالكيّت، مورد قبول اسلام است. «فهم لها مالكون»
«72» وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ
و چهارپايان را براى آنان رام كرديم، از برخى سوارى مىگيرند و از برخى تغذيه مىكنند.
و چهارپايان را براى آنان رام كرديم، از برخى سوارى مىگيرند و از برخى تغذيه مىكنند.
«73» وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ
و در آنها بهرههاى ديگرى نيز (از قبيل پشم و كرك) و نوشيدنىها براى مردم است. پس چرا (با اين حال) سپاس نمىگزارند؟!
و در آنها بهرههاى ديگرى نيز (از قبيل پشم و كرك) و نوشيدنىها براى مردم است. پس چرا (با اين حال) سپاس نمىگزارند؟!
نكتهها:
وجود حيوانات اهلى، يكى از نعمتهاى الهى است كه امكان استفاده از آنها را براى انسان فراهم مىسازد. اگر گاو و گوسفند وحشى بودند، دنياى لبنيات با همهى منافعى كه دارد به روى انسان بسته مىشد. «ذلّلناها لهم... و منها يأكلون» اگر همهى حيوانات وحشى بودند، بسيارى از سفرها انجام نمىگرفت. «ذلّلناها لهم فمنها ركوبهم»
لباس انسان نوعاً از حيوانات است. از پشم، صنعت قالى و پتوبافى و كارخانجات نساجى به راه مىافتد. كفش انسان از پوست حيوانات است. براى استفاده از پوست حيوانات كارخانجات چرم سازى به راه مىافتد و كيف و كفش و كلاه و... توليد مىشود. غذاى انسان از شير و گوشت حيوانات است. «و لهم فيها منافع»
نقش حيوانات در كشاورزى بسيار مهم است. (شخمزدن، آب كشى، كود طبيعى، مصرف علفهاى هرز، حمل بار و محصولات و كوبيدن خرمن از منافع حيوانات براى بشر است. «فيها منافع و مشارب»
هم زمين ذلول است، «و الارض ذلولاً»(101) و هم حيوانات، «ذلّلناها» امّا انسان كه به هر دو محتاج است، طاغى است. «انّ الانسان ليطغى»(102)
پيامها:
1- هر چيزى داراى فايده و براى هدفى آفريده شده است. «منها ركوبهم و منها يأكلون»
2- گياه خوارى مورد مدح اسلام نيست و در مورد مصرف گوشت سفارش شده است. «ومنها يأكلون»
3- شير، نعمت ويژهاى است كه بايد براى آن شكر كرد. (با اينكه شير جزو منافع حيوانات است، ولى نام آن به خصوص برده شده «مشارب» تا نشانه ويژگى آن باشد.) «و لهم فيها منافع و مشارب»
4- شكر، نتيجهى معرفت است. اگر سرچشمه نعمتها را بشناسيم، سپاسگزار او خواهيم بود. «خلقنا، ذللناها - أفلا يشكرون»
5 - با سؤال، فطرتها و عواطف خفته را بيدار كنيم. «اولم... - أفلا يشكرون»
وجود حيوانات اهلى، يكى از نعمتهاى الهى است كه امكان استفاده از آنها را براى انسان فراهم مىسازد. اگر گاو و گوسفند وحشى بودند، دنياى لبنيات با همهى منافعى كه دارد به روى انسان بسته مىشد. «ذلّلناها لهم... و منها يأكلون» اگر همهى حيوانات وحشى بودند، بسيارى از سفرها انجام نمىگرفت. «ذلّلناها لهم فمنها ركوبهم»
لباس انسان نوعاً از حيوانات است. از پشم، صنعت قالى و پتوبافى و كارخانجات نساجى به راه مىافتد. كفش انسان از پوست حيوانات است. براى استفاده از پوست حيوانات كارخانجات چرم سازى به راه مىافتد و كيف و كفش و كلاه و... توليد مىشود. غذاى انسان از شير و گوشت حيوانات است. «و لهم فيها منافع»
نقش حيوانات در كشاورزى بسيار مهم است. (شخمزدن، آب كشى، كود طبيعى، مصرف علفهاى هرز، حمل بار و محصولات و كوبيدن خرمن از منافع حيوانات براى بشر است. «فيها منافع و مشارب»
هم زمين ذلول است، «و الارض ذلولاً»(101) و هم حيوانات، «ذلّلناها» امّا انسان كه به هر دو محتاج است، طاغى است. «انّ الانسان ليطغى»(102)
پيامها:
1- هر چيزى داراى فايده و براى هدفى آفريده شده است. «منها ركوبهم و منها يأكلون»
2- گياه خوارى مورد مدح اسلام نيست و در مورد مصرف گوشت سفارش شده است. «ومنها يأكلون»
3- شير، نعمت ويژهاى است كه بايد براى آن شكر كرد. (با اينكه شير جزو منافع حيوانات است، ولى نام آن به خصوص برده شده «مشارب» تا نشانه ويژگى آن باشد.) «و لهم فيها منافع و مشارب»
4- شكر، نتيجهى معرفت است. اگر سرچشمه نعمتها را بشناسيم، سپاسگزار او خواهيم بود. «خلقنا، ذللناها - أفلا يشكرون»
5 - با سؤال، فطرتها و عواطف خفته را بيدار كنيم. «اولم... - أفلا يشكرون»
«74» وَاتَّخَذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ ءَالِهَةً لَّعَلَّهُمْ يُنصَرُونَ
و به جاى خداوند (يگانه) خدايانى را (به پرستش) گرفتند، به اين اميد كه يارى شوند.
و به جاى خداوند (يگانه) خدايانى را (به پرستش) گرفتند، به اين اميد كه يارى شوند.
«75» لَايَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُّحْضَرُونَ
(در حالى كه آن) خدايان، توان يارى آنان را ندارند ولى اين بتپرستان براى آن بتها لشگرى آمادهاند.
(در حالى كه آن) خدايان، توان يارى آنان را ندارند ولى اين بتپرستان براى آن بتها لشگرى آمادهاند.
«76» فَلَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ
پس سخنان مشركان تو را محزون نكند، ما آن چه را پنهان مىدارند و آن چه را آشكار مىكنند مىدانيم.
پس سخنان مشركان تو را محزون نكند، ما آن چه را پنهان مىدارند و آن چه را آشكار مىكنند مىدانيم.
1- شرك و بت پرستى كفران نعمت است. «أفلا يشكرون واتّخذوا من دون اللّه آلهةً»
2- بت پرستى، بر اساس خيالها و موهومات است. «واتّخذوا من دون اللّه آلهة لعلهم ينصرون»
3- يكى از ريشههاى پرستش، احساس مددخواهى و پناهجويى است. «لعلهم ينصرون»
4- در گفتگو با منحرفين، سرچشمهى عقايد آنان را نشانه بگيريد. «لا يستطيعون نصرهم»
5 - كيفر كسى كه به جاى مطالعه در نعمتها و شكر الهى به سراغ بتها برود، احضار براى ورود به دوزخ است. «محضرون»
6- قيامت نمايشگاه رسوايى انسانهاى كافر و بتپرست است. «و هم لهم جند محضرون»
7- انبيا نيز به تقويت روحيه نياز دارند و خداوند به آنان دلدارى مىدهد. «فلا يحزنك»
8 - معمولاً هر كس هدف بلند دارد مورد انواع تهاجم قرار مىگيرد. «فلا يحزنك قولهم»
9- سينه فراخ و دل آرام، نيازمند مدد الهى است. مبلغ با تسكينهاى خداوند روحيه مىگيرد. «فلايحزنك قولهم انا نعلم...»
10- توجّه به علم و آگاهى خداوند، بهترين وسيله آرامش براى مؤمن و تهديد براى منحرف است. «نعلم ما يسرون و ما يعلنون»
11- دشمنان در پنهان و آشكار توطئهها مىكنند. «يسرّون، يعلنون»
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:25 توسط
|