ملا در جوابش گفت : بله ، زماني که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم...
دوستش دوباره پرسيد : خب ، چي شد ؟
ملا
جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختري آشنا
شدم که بسيار زيبا بود ولي من او را نخواستم ، چون از مغز خالي بود !!!
به شيراز رفتم : دختري ديدم بسيار تيزهوش و دانا ، ولي من او را هم نخواستم ، چون زيبا نبود...
ولي
آخر به بغداد رفتم و با دختري آشنا شدم که هم بسيار زيبا و همينکه ، خيلي
دانا و خردمند و تيزهوش بود . ولي با او هم ازدواج نکردم ...!
دوستش کنجکاوانه پرسيد : ديگه چرا ؟
ملا گفت : براي اينکه او خودش هم به دنبال چيزي ميگشت ، که من ميگشتم !!!
هيچ کس کامل نيست!
+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 14:32 توسط
|
این وبلاگ روستای شهیدپروروتاریخی جوزقان ازتوابع شهرستان تایباداستان خراسان رضوی میباشد.این روستادارای 550خانوارجمعیت در34کیلومتری شهرستان تایبادقراردارد.اهالی این روستاباکمال وحدت باهم زندگی می کنند.مردم شهیدپرورجوزقان درتمامی عرصه های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حضورفعال وچشمگیری داشته اندکه تقدیم8شهیدگلگون کفن،4آزاده سرافرازو30جانبازویکصدرزمنده وایثارگرازافتخارات این روستامی باشد.