معنی ماههای ایرانی
شهریور؛ جنگل
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. كلمه ای است مركب از دو جزء: خشتر كه در اوستا و پارسی باستان و سانسكریت به معنی كشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیر یه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعاً یعنی كشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این تركیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا كشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ میشود از كسی كه سیم و زر را بد به كار اندازد یا بگذارد كه زنگ بزند.
مهر؛ محیط زیست
در سانسكریت میترا، در اوستا و پارسی میثر و در پهلوی میتر و در فارسی مهر گفته میشود. كه از ریشه سانسكریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذكر كرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسكریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری كردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شكنان در تكاپوست. مهر از برای محافظت عهد و پیمان و میثاق مردم گماشته شده است.
از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست كه هیچ چیز ار او پوشیده نمیماند. برای آن كه از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای كوه "هرا” است، انجایی كه نه روز است و نه شب، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه كثافت .مهر از آنجا بر ممالك آریایی نگران است. این آرامگاه خود به پهنای كره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان میشتابد.
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یكی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد كرده اند و كر كرده اند كه ایرانیان خورشید را به اسم "میترس” میستایند.از این خبر پیداست كه در یك قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یكدیگر مخلوط شده اند. نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.
آبان؛ محیط زیست
در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته میشود. در اوستا بارها "آپ” به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موكل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنكه "زو” كه یكی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ كرده، او را شكست داده، تعاقب نمود و از ملك خویش بیرون كرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنكه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردیده و بعضی به ملك دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن كرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن كنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا كژدم قرار میگیرد.
آذر؛ محیط زیست
در اوستا آتر، آثر، در پارسی باستان آتر، در پهلوی آتر، و در فارسی آذر میگویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یكی از بزرگتری ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان ،آگنی خولنده شده و در "ودا” (كتاب كهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یاكماندار قرار می گیرد.
دی؛ زمستان، یخ ، برف رودخانه
در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر "دا” به معنی دادن و افریدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی (آفریدگار،دثوش) موسوم است. برای اینكه سه روز موسوم به "دی” با هم اشتباه نشوند نام هر یك را به نام روز بعد میپیوندند. مثلا روز هشتم را "دی باز” و روز پانزدهم را "دی بمهر” و….دی نام ملكی است كه تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.
بهمن؛ برف
در اوستا وهومنه ،در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده كه كلمه ای است مركب از دو جزء: "وهو” به معنی خوب و نیك و "مند” از ریشه من به معنی منش: پس یعنی بهمنش، نیك اندیش، نیك نهاد. نخستین آفریده اهورامزدا است و یكی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیك و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیك كند. یكی از وظایف بهمن این است كه به گفتار نیك را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز میدارد. خروس كه از مرغكان مقدس به شمار میرود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و كشت و كار میخواند، ویژه بهمن است. همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است. بهمن اسم گیاهی است كه به ویژه در جشن بهمنجه خورده میشود و در طب نیز این گیاه معروف است.
اسفند؛ دویدن در برف زمستانی
در اوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندار مذ، سفندارمذ، اسفندارمذ، و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده كه كلمه ای است مركب از دو جزء: سپند، كه صفت است به معنی پاك و مقدس، یا ارمئتی هم مركب از دو جزء: اول آرم كه قید است به معنی درست، شاید و بجا. دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن. بنابراین ارمتی به معنی فروتنی، بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.
در پهلوی آن را خرد و كامل ترجمه كرده اند. سپندارمذ یكی از امشاسپندان است كه مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وی موظف است كه همواره زمین را خرم ، آباد، پاك و بارور نگه دارد، هر كه به كشت و كار بپردازد و خاكی را آباد كند خشنودی اسپندارمذ را فراهم كرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شكیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بیدمشك گل مخصوص سپندارمذ میباشد
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 19:23 توسط
|