یکی از مربیان مدرسه وقتی علاقه مندی پنهان دخترم به بلند کردن اجسام سنگین را دید پس از چند بار تست گرفتن ما را به مدرسه احضار کرده و در این باره پرس و جو کرد و خواست تا این مساله را جدی تر پیگیر باشیم.
از آن روز تاکنون بارها به شیوه های مختلف او را مورد آزمایش قرار دادیم و متوجه شدیم که خداوند در وجود دخترم نیرویی را قرار داده و با آن وی را قادر می سازد اشخاص و اجسامی که حرکت دادنش برای افراد بزرگسال مشکل و گاه محال است را به راحتی جابه جا کند.

مثلاً او می تواند یک انسان تا وزن ۸۰ کیلو را روی دوشش سوار کرده و دور اتاق بچرخاند یا اینکه مرا که ۱۲۶ کیلوگرم وزن دارم را با استفاده از یک چارپایه روی دوش خود سوار کرده و چند متر راه برود.
دخترم را برای ثبت نام در کلاس های جودو به باشگاه بردم ولی بعداز چهار ماه چون علاقه ای برای ادامه این ورزش نشان نداد از باشگاه بیرون آمد.
وی می گوید: عاشق وزنه برداری و بلند کردن اجسام است اما به هر جا که تصور می کردیم بتوانند در این باره کمکی به ما کنند سر زدیم ولی جوابی نگرفتیم. چون اینجا می گویند ورزشی به نام وزنه برداری زنان وجود ندارد.
دخترم طوری است که باید هر روز انرژی زیاد خود را با بلند کردن اجسام تخلیه کند و اگر مانع شویم عصبانی شده و به در و دیوار مشت می زند یا پرخاش کرده و به سر ما داد و فریاد می کند.
فاطمه دختر ۸ ساله ساروی نیز دراین باره می گوید: عاشق بلند کردن اجسام از روی زمین هستم. وقتی مادرم در خانه نیست همه کارهای خانه را انجام می دهم اما اصلاً خسته نمی شوم.
یک روز در ایام محرم بود و مسئولان مدرسه برای همه بچه های اول تا پنجم آش نذری درست کرده بودند. من داشتم برای خوردن آب می رفتم مدیر و ناظم می خواستند دیگ بزرگ آش را جابه جا کنند اما زورشان نمی رسید. من کنارشان رفتم و یک طرف دیگ را گرفتم. آنها هم طرف دیگر را بلند کردند. همه از اینکه دختری به سن من می تواند اجسام به این سنگینی را بلند کند تعجب کردند.

هر بار که زنگ ورزش داریم چون من از دویدن زود خسته می شوم وسط حیاط می ایستم و دو سه تا از دوستانم دست همدیگر را می گیرند و من آنها را دور خودم می چرخانم. اوایل بچه ها از این کار می ترسیدند اما الآن دیگر صف می ایستند تا من آنها را بچرخانم.
از فاطمه می پرسیم از اینکه اجسام سنگین را روی دوش خود می گذاری بدنت درد نمی کند، پاسخ می دهد: اصلاً دردی را احساس نمی کنم. من فقط وقتی تند می دوم خسته می شوم.
حالافاطمه ۷۳ کیلو وزن دارد، تقریباً دو برابر همسن و سالان خودش، جثه اش هم از همه بچه های کلاسش بزرگتر است. این
دختر بچه عاشق خوردن تخم مرغ و املت است. هرروز صبحانه را کامل خورده و به مدرسه می رود. درسش تقریباً خوب است اما خودش می گوید از ریاضی خیلی خوشش نمی آید. اصلاً بچه خارق العاده ای از نظر مقاومت بدنی در برابر بیماری نیست و به گفته مادرش تقریباً همانند همه بچه ها سرما می خورد و مریض می شود. اکنون ۱۴۲ سانتی متر قد دارد و تنها بچه خانواده است.